تبليغاتX
سلام به وبلاگ دوست داران حق و حقیقت خوش آمدید ممنوعه های مشهد من























ممنوعه های مشهد من

شاید برای همیشه

برادر بزرگوارم ، جناب آقای حسین شریعتمداری

همان طور که میدانید عرصه دین داری عرصه ای  بسیار سخت و خطرناک است . تا جایی که در احادیث ما دین داری در آخر الزمان به نگاه داشتن زغال در کف دست تشبه شده است . حال اگر دین داری از قول معصومین ما تا این اندازه سخت تعریف شده ، ببینید روشنگری دینی چقدر سخت تر خواهد شد؟

در سال های پس از انقلاب محققین و مولفین زیادی در عرصه روشنگری دینی وارد شدند و با قلم خویش در هر روز غوغایی در دل امت شریف ایران و مراجع محترم بر پا کردند. این غوغا تا جایی پیش می رود که در مجلس وعظ یکی از بزرگان عرصه تشیع ،سخن از  آتش افروزی به میان می آید. افرادی چون دکتر سروش ، اکبر گنجی حجه الاسلام کدیور ، از جمله کسانی بودند که در عرصه روشنگری دینی آتشی به پا کردند که از نظر مراجع وقت پسندیده نبود.این آقایان قشنگی منطق جدید خود را ، هر چند مخالف دین مبین ، با گریختن و پناه بردن به دامان اجنبی تبدیل به سیاهه خیانت خود کردند . که کاش میدانستند درد این مردم هر چه باشد ، هر چه باشد از آب و نان و معیشت و نداری باید با دستان خود حل شود و ابدا ، ابدا به هیچ چشم رنگی مو زردی اجازه نگاه بد را نخواهند داد.

برادر بزرگوارم ، سخن را کوتاه میکنم

اینها گذشته ای کوتاه از روشنفکران دینی ما بود که با قلم های آهسته و پیوسته وارد نزاع اجتماعی روزگار خود شدند و امروزی را برای خود مهیا کردند که خود شما یقینا از من و امثال من آگاه تر هستید.

روی سخن با شماست.آیا شما هم یک روشنفکر هستید ؟ یک روشنفکر سیاسی؟ یعنی تحلیل ها و نوشته های خویش را بر مبنای حقوق متقابل افراد، احزاب و جریان دینداری خویش "که لازمه هر مسلمانی ایست " نتظیم میکنید؟

بد نیست با هم سری به تیترهای روزنامه کیهان بزنیم . موافقید؟


بالاترين: تلخ است اما اخبار فردا را بايد در كيهان خواند90/10/27

ادبيات كيهان براي موسوي مثل سم مهلك است! 90/10/14

لري فرانكلين: پيش بيني كيهان درست بود90/08/09

پيش بيني كيهان درست بود شاهد قلابي كروبي از ارگان سيا سر درآورد 90/07/01

خب ؟ نظرتان چیست برادر ؟

هر چه می گویید درست است . اما من به عنوان بک رهگذر چند نکته را به شما یاد آور می شوم.

1.مگر نه این است که من ، من گفتن ، باعث تکبر و تنفر مردم می شود ؟ پس چرا همش از کیهان می گویید ؟ در پی جذب مخاطب هستید؟ کیهان مخاطب زیادی دارد . مگر کیهان اشتباه نمی کند؟

2. ما کجای تاریخ امروز استاده ایم؟ بر سر 5کیلومتری کربلا؟ یا بعد از واقعه رسیده ایم؟

3.به نظر شما این ادبیات ، یک ادبیات مطبوعاتی است؟

برادر عزیز ، امروزه حسین شریعتمداری تبدیل به یک روشنفکر سیاسی - دینی شده است . این برای مردم خوب است  . اما برای شما بسیار خظرناک . یادتان نرود وقتی جزو طبقه خواص شدید در مسیر گذر از تاریخ پوست موز های بسیاری است که دوست و دشمن نثار آدمی می کنند . زمان ، زمان لغزش نیست . بهتر نیست من و شما و همه دوسنداران ایران اسلامی در کاربرد ادبیات روشنگری با خانواده داخلی خود گوشه لبی هم به لبخند داشته باشیم؟

استاد گرامی ، بابت گفتن این جمله پوزش می طلبم ، ولی هدف واقعا نقد سازنده است . میدانید چرا ؟ چون در سیر انبوه جوانان و دانشجویان امروز حسین شریعتمداری تبدیل به صاحب قلمی تاثیر گذار شده است و این همان پرتگاهی است که سعی دارم برای شما واگویه کنم . مجازات عاملان برهم زدن نظم اجتماع عالی است . اما قرار بر این نباشد روح جامه را امروز خودمان دوباره با نشان دادن قلم تیز و سرکش به ورطه نابودی ببریم چه؟ به عنوان یک دانشجوی معتقد و روشنفکر و آرمان خواه در دفاع از ایرانی تمام اسلامی از شما میخواهم لبخند را هیچگاه فراموش نکنید.

موفق و همیشه سربلند باشید برادرم

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 8:17 توسط منطق صامت| |

ایرانیانی که دیشب تا پاسی از شب بیدار ماندند و به تماشای داربی میلان نشستند و قبل‌تر از آن شكست پرویز مظلومی در مقابل چیرو و همچنین غلبه ژنرال در مقابل سرهنگ بوشهری‌ها را شنیده بودند و البته تغییر چهره گواردیولای وطنی را نیز دنبال کرده بودند؛ در حالی به رختخواب رفتند که فكر مي‌كردند فردا صبح در تاکسی، اتوبوس و محل کار باید گوش به بحث‌های فنی مردمی بدهند که از دیروز کلی سوژه با خود به همراه دارند.

اما صبح روز دوشنبه هیچکس حرفی از پرویز سوبله چوبله نزد. هیچ حرفی از اینتر دوباره اوج گرفته نبود. کسی از آن تماشاگری که یهو وسط چمن آزادی سبز شد حرفی نزد. امیرپاشای تبریزی‌ها را به یاد نیاوردند که با تراکتور برای رسیدن به صدر جدول دورخیز کرده...


امروز همه حرف‌ها و تحلیل‌ها حول محور یک نفر می‌چرخید: اصغر فرهادی.

دیشب که همه ما خسته از تماشای بازی فوتبال به خواب خوش رفته بودیم یک ایرانی در آن سوی مرزها برای ما افتخار درو کرده بود. اصغر فرهادی با فیلم تحسین‌شده‌اش «جدایی نادر از سیمین» جایزه بهترین فیلم خارجی گلدن‌کلوپ را دریافت کرد.

صبح که خوا‌ب‌آلود از جا برخاستیم و صبحانه نخورده به سراغ لپ‌تابمان رفتیم تا ببینیم چه بر سر استقلال آمده. تا ببینیم مصطفی‌پاشا و ارتش سرخش در فرودگاه معطل نشده‌اند. هیچ خبری از آن‌ها نبود. هر چه بود افتخار بود و افتخار.

حالا برای ساعاتی هم که شده از دنیای فوتبال بیرون مي‌آییم و شادی‌مان را با اصغر فرهادی شریک مي‌شویم. هم او که وقتی جایزه‌اش را گرفت، گفت: «فکر می‌کردم که اگر جایزه را گرفتم از کی تشکر کنم. از مادرم یا پدرم یا همسر مهربانم و یا از گروه فیلمم؟ اما حالا می‌خواهم از مردمم بگویم. آن‌ها مردم صلح و دوستی هستند. متشکرم.»

به افتخار اصغر فرهادی کلاه از سر بر می‌داریم و حق مي‌دهيم به تمام آن‌هايي كه صبح امروز هياهوي فوتبال را از ياد برده بودند و كلمه‌اي از ژنرال‌ها و سرهنگ‌ها، از سوبله‌ها و چوبله‌ها حرف نزدند! راستي آخرين باري كه فوتبال يك افتخار جهاني نصيب ما كرد كِي بود؟ كِي پاي يك آدم فوتبالي به استيج‌هاي جهاني باز شد تا از ما به نيكي ياد كند؟ از ما كه مردم صلح و دوستي هستيم؟

امروز روز حسادت فوتبال به سينماست. سينماي خانه‌خراب(!) ما بدون ادعا قله‌هاي جهاني را فتح مي‌كند، و فوتبال‌مان، پر از هياهو و خالي از افتخار، به راهش ادامه مي‌دهد.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 7:28 توسط منطق صامت| |

معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.
شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !
و از دیدگاه هر کس متفاوت است

نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 8:41 توسط منطق صامت| |


نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 10:12 توسط منطق صامت| |

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 9:1 توسط منطق صامت| |



مهریه نشانه صداقت و صمیمیت مرد نسبت به همسرش می باشد و سنتی پسندیده است که پیامبراکرم(ص) نیز به آن عمل می کرده است.
در روزگار گذشته رسم معمول قراردادن اشیای غیرمنقول از قبیل خانه، زمین و ملک برای مهریه زنان بوده است. اما در روزگار فعلی پول و سکه جای خود را به اموال غیرمنقول برای اختصاص به مهریه زنان داده است. آن چه که در هنگام عقد به عنوان بدهی و دین بر گردن زوج قرار می گیردتا به محض مطالبه زوجه پرداخت شود، به صورت عندالمطالبه است. اما شرطی هم می تواند با عنوان عندالاستطاعه جزو شروط ضمن عقد باشد و دختر به اختیار می تواند با آن موافقت کند و آن را بپذیرد و یا مخالفت کند و نپذیرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 10:39 توسط منطق صامت| |

زن که باشی
درباره‌ات قضاوت می‌کنند؛
در باره‌ی لبخندت
که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی
درباره‌ی زیبایی‌ات
......که دست خودت نبوده و نیست
درباره‌ی تارهای مویت
که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها
از روسری بیرون ریخته‌اند
درباره‌ی روحت، جسمت
درباره‌ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت
قضاوت می‌کنند
تو نترس و زن بمان
احمق‌ها همیشه زیادند
نترس از تهمت دیوانه‌های شهر
که اگر بترسی
رفته رفته
زنِ مردنما می‌شوی

نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 14:13 توسط منطق صامت| |

دختر با چادر مشکی و مانتو بلند ساده و چهره معصوم و بدون آرایش خود آنقدر معصوم بود که در نگاه اول با خود گفتم طفلک دختر در این شهر پر گناه چطور زندگی می کند

اما از نجوای درونم لحظاتی نگذشته بود که نوشته های روی صفحه گوشی دخترک ناخود آگاه توجه من را به خود جلب کرد :

سلام عزیزم ، واسه امشب نمیشه بابام میاد دنبالم .باشه فردا اگه شد دور میزنم بریم خونه همون دوستت !!!!

فعلا بوس بای

نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 19:31 توسط منطق صامت| |

آقا به پیر به پیغمبر مهریه بالا رو قبول نکنین اگر از هر هزار ازدواج یکی از اونها به طلاق و دادگاه ختم بشه قبول مهریه بالا بازم خریت محضه .محض.از کجا معلوم اون یک نفر تو نباشی؟شک نکن

نوشته شده در جمعه دوم دی 1390ساعت 10:4 توسط منطق صامت| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 7:30 توسط منطق صامت| |

Design By : Night Melody